کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

وای دختر گلم دوباره مریض شدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام قند عسل مامان الهی فدات شم دوباره مریض شدی.اون هفته که من از شنبه خونه بودم دوشنبه صبح که بیدار شدی سرحال نبودی بعد از ظهر وقت گرفتم ببرمت دکتر چون فردا می خواستم برم تهران با خاله مریم و خاله لیلا خرید.خلاصه رفتیم دکتر و گفت ویروسه و باید دوره اش طی بشه من فرداش رفتم و مامان سکینه اومد پیش تو خیلی حالت بد بود من ساعت 6.30 رسیدم تو رو نشناختم اینقدر که بیحال بودی .......... فرداش هم که باید می رفتم سرکار چون پنج شنبه ممیزی داشتیم  بایدکارای عقب افتاده رو انجام می دادم ولی زود برگشتم بهتر که نبودی ولی به بدی دیروز هم نبودی. پنج شنبه هم ممیزی بود و خدا رو شکر همه چیز به خیر گذشت و صدور گواهینامه ims حتمی شد حالا یه مرحله سخت دی...
20 اسفند 1390

بازگشت همه به سوی اوست.

سلام دختر نازم  چهار شنبه شرکت تعطیل بود و من و تو خونه بودیم تصمیم گرفتم برم دنبال کارای کارت ملی.خلاصه تو رو گذاشتم پیش مامان سکینه و رفتم کارامو انجام دادم و اومدم. مامان سکینه خونه خاله محبوبه بود و من اومدم مجبور شدم ناهار اونجا بمونم بعد از ظهر هم یه سر رفتیم پیش ملینا کوچولو.... خلاصه زن عمو و عمو علی ملینا کوچولو رو بردن حمام و توکلی ذوق میکردی ..... مامان اکرم زنگ زد و گفت که حال عمه لیلا خوب نیست ومن تهران نرم چون من میخواستم با خاله مریم فرداش برم تهران..من فهمیدم که عمه جون فوت کرده و خیلی ناراحت شدم و کلی گریه کردم و همه کلی ناراحت شدن....... شب هم بابا جون احمد و بقیه اومدن ساوه و فردا یعنی پنج شنبه خاکسپاری بود....
13 اسفند 1390

خدایا دلگیرم ..........

سلام دختر نازم  امروز اومدم فقط درد و دل کنم تر خدا از دست مامان ناراحت نشو آخه مامان خیلی تنهاست نمیتونه همه حرفی رو به همه بگه باید به تو بگه تا خالی بشه فدات بشم الهی کی بزرگ میشی مامان باهات حرف بزنه تا آروم بشه........ خیلی خیلی خوشحالم که تو دختری به خدا از ته دل میگم....... خیلی وقته یه جورایی دلم گرفته اعصابم به هم ریختست حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم داغونمممممممممممم.نمیدونم چیکار کنم به کی بگم . هر کاری میکنم این حس بد ازم دور نمیشه همیشه باهامه اذیتم می کنه خدایا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیگم بنده خوبی بودم ولی فکر کنم اونقدر ها هم بد نبودم که اینطوری عذاب بکشم. در مورد هر کی هر جور فکر می کنم غلط از آب در میاد به ه...
7 اسفند 1390
1